ناصر خسرو
38
گشايش و رهايش ( فارسى )
كل اندر راست كردن افلاك نيز آن قوت عطايى بود ؛ و همچنان كه نفس مردم را در حدّ قوت اين هفت آلت كه بر شمردهايم آمد تا جسم او بدان راست گشت ، مر نفس كل را در عطاى نخستين كه ذات جسم او بدان هستى يافت آن هفت قوّة كز او زحل و مشترى و مريخ و شمس و زهره و عطارد و قمر آمد ببود مر راست كردن عالم را كه در جسم نفس كلّى است ، و همچنان كه نفس مردم آن غذا را كه مادر بخورد بفشرد و لطافت از او جدا كرد و از آن لطافت آنچه پاكيزهتر و صافىتر بود بدان هفتگانه « 1 » آلت اندرونى سپرد و آنچه از او كثيف بود استخوان و گوشت و پوست ساخت ، نفس كل نيز مر آن هيولاى نخستين را به عطاى بارى سبحانه كه يافته بود روشن كرد ، هر چه از آن لطافت بود و روشنايىها بدان قوتهاى هفتگانه كشيد كه اندر او بود تا اين هفت ستارهء كاركن از او پديد آمد ، و آنچه بماند پس از آن از او افلاك و طبايع ساخت برابر كه آنچه همىبينيم در عالم به ترازوى [ 27 ] عقل برسختهاند ، هر كه آفرينش عالم بداند آن قوّت آفرينش دين را بداند و صورت نفس خويش را راست تواند كرد ، هم بدان ترازو كه صورت جسم او بدان راست شده است كه خداى تعالى مىگويد « وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولى فَلَوْ لا تَذَكَّرُونَ » « 2 » و هركه از آفرينش برتر شد و بشناخت از فرمان خداى تعالى بيرون آمده باشد به حكم اين آيت و هركه از فرمان خداى تعالى بيرون آمده باشد جاى او آتش باشد . به سر سخن بازگرديم ، گوييم همچنان كه جسم و دستافزار كلّ از جهت شناختن نبات و حيوان ديدنى است و نادانستنى ، آن دستافزار كه نفس كل از او مر افلاك و ستارگان ساخت دانستنى است و ناديدنى از بهر آن كه هر چند كه علت عالم به اصل خويش
--> ( 1 ) . در اصل بذا هفتگانه . ( 2 ) . واقعه ، 62 .